از بهمنی
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٥/٢٤  کلمات کلیدی:
زمانه وار اگر می پسندیم كر و لال
به سنگفرش تو این خون تازه باد حلال


مجال شكوه ندارم ولی ملالی نیست
كه دوست جان كلام مناست در همه حال


قسم به تو كه دگر پاسخی نخواهم گفت
به واژه ها كه مرا برده اند زیر سوال

تو فصل پنجم عمر منی و تقویمم
بشوق توست كه تكرار می شود هر سال

ترا ز دفتر حافظ گرفته ام یعنی
كه تا همیشه ز چشمت نمی نهم ای فال

مرا زدست تو این جان بر لب آمده نیز
نهایتی ست كه آسان نمی دهم به زوال

خوشا هر آنچه كه تو باغ باغ می خواهی
بگو رسیده بیفتم به دامنت یا كال ؟


اگر چه نیستم آری بلور بارفتن
مرا ولی مشكن گاه قیمتی ست سفال

بیا عبور كن از این پل تماشایی
به بین چگونه گذر كرده ام ز هر چه محال

ببین بجز تو كه پامال دره ات شده ام
كدام قله نشین را نكرده ام پامال

تو كیستی ؟ كه سفركردن از هوایت را
نمی توانم حتی به بالهای خیال