هبوط...
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٢/٤  کلمات کلیدی: من بی تو ، میل میل توست

1
چیزی برای باختن ندارم
رفتنت را که به رُخَم می کشی
من از همان اول بازی
مات بودم...

2
خیالت تخت
تو هم که نباشی
دلی نمانده
که به این زنده گی خوش کنم...

3
نمی دانم
عاقلانه است یا احمقانه
مُعلَّقه ی زُهَیر* را هم که می خوانم
خیالت
دست از سرم بر نمی دارد...!

4
با همه ی غرورم
آدم هم نیستم
که دوریت را
به پای دو خوشه گندم بگذارم...



پ.ن: معلقه ی زُهَیر بن أبی سَلمی شاعر جاهلی عرب, در مدح هرم بن سنان و حارث بن عوف است که از اموال خود دیه ی کشته گان جنگ داحِس و الغَبراء را که بین دو قبیله ی عَبس و ذَبیان رخ داد، پرداختند.