باید از نو تو را مرور کنم
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/۳/٩  کلمات کلیدی:

 

کجای این غزل داری لبت را گاز می گیری؟

هنوز از روزگار ناموافق ساز می گیری؟!

 

گناه از بام و از دیوار کوتاه دل من نیست

 تو هر جا می روی تاب و تب پرواز می گیری

 

خودت می سازی و از نو خرابم می کنی، گاهی

برایم رنگ و بوی حافظ شیـراز می گیری

 

شبم، خوابم، خیالم...بی تو از تاب و تب افتاده

تو جای من! که را بعد از خودت دمساز می گیری؟!

 

بنان بین نفس های تو خوانده شورهایش را

دلم می لرزد از آن دور تا آواز می گیری

 

شبیه پادگان های زمان جنگ پر شوری

برای زاغه ی آشفته ات سرباز می گیری؟

 

پی نوشت:

مثل اشعار حافظی بانو/باید از نو تو را مرور کنم (ر. حسینی پور)

چه شورها که من به پا/ز شاه ناز می کنم/در شکایت از جهان/به شاه باز می کنم (بنان)

فغان که در همه ی عمر یک سخن نشنیدی/ز ما و می‌شنوی زین سبب ز خلق سخن‌ها (هاتف اصفهانی)

وصال به تحقیق فراق خود است، چنانکه فراق به تحقیق وصال خود است، الاّ در عشق معلول که هنور عاشق تمام پخته نگشته باشد. (احمد غزالی)