این شعر را برای تو می بارم
ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٢/۳  کلمات کلیدی:

برای محمد کمالی که خودش بهتر از هر کسی می داند...

اُردی حهنّم است و بدون تو می رسد

این روزها، که دل به جنونِ تو می رسد

هی تیغ می کشم به رگم تا خیال تو...

هی قطره قطره قطره، به خونِ تو می رسد

 

قدری امان، که قافیه ای تازه وا کنم

تا شهر را به رَد شدنت آشنا کنم

بگذار زیر و رو کنم این بغض کهنه را

شاید که چشم های تو را مبتلا کنم