قرار نبود
ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱/۱٠  کلمات کلیدی:

دارم واژه به واژه

به ته خط می رسم

چیزی به تمام شدنم نمانده!

 

یکی می خواند...

یکی می خندد...

یکی می رقصد...

و من این گوشه ی اتاق

هنوز درگیر خیال تو ام!

 

قرار نبود

من بمانم و خواب های آشفته...

قرار نبود

تو هم زخمت را بزنی و

بروی پی خنده های بی من ات!

 

کاش حالا

که باید تنها تر از همیشه،

بسوزم و بسازم

این خیال گلوگیر را

به جان من و واژه هایم نمی انداختی...