بیا شور لباتو شیرین کن
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/٤/٦  کلمات کلیدی:
روی آفتاب با مولاناست، چون روی مولانا با آفتاب است
«علی بن ملک داد تبریزی» 

***

کو پنجره ای؟ که پای مهتابت را...
آغشته کند به بسترم خوابت را
دل تنگ که می شوی کجا می باری
سنگینی بغض های بی تابت را؟
*
**
***
بی من به کدام واژه دل داده دلت...؟
با سوختنم، پای که افتاده دلت...؟
زخمی، گله ای، پیام تلخی، مگذار
این گونه بیافتم از دل ساده دلت
*
**
***
واکن آغوش، تا که پر بگذارم
بار گله را به دوش در بگذارم
از چشمه ی چشم هات سیرابم کن
بگذار به مستی تو سر بگذارم



پی نوشت:
 
لیلی صورت نیست لیلی بدست من همچون جامیست من ازآن جام شراب مینوشم (فیه ما فیه)
گاهی چنان بدم که مبادا ببینیم (بهمنی)
بر گونه ی بی رنگم، یک بوسه بزن بنشین (مهدی سهیلی)
مرا بکشتی و من دست بر دعای تو میرم (سایه)
ابر من باش و دلم را بتکان (میر افضلی)