این همه کشته می ارزد به محمد شدنت*
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/۳/٢٩  کلمات کلیدی:

مصطفا را که امّی گویند

از آن رو نمی‌گویند که بر خط و علوم قادر نبود
یعنی از این رو امّی‌اش می‌گفتند که
خطّ و علم و حکمت او مادرزاد بود
نه مکتسب.
کسی که به روی مه رقوم نویسد
او خط نتواند نبشتن؟!
و در عالم چه باشد که او نداند
چون همه از او می‌آموزند.*

*فیه ما فیه 


*عید بزرگ مبعث بر همه ی انسان ها مبارک*

 

منبع: بهار نارنج (مریم روستا)


 
هیچ نندیشم به جز دلخواه تو...
ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۳/٢٠  کلمات کلیدی:
در آدمی عشقی و دردی و خارخاری و تقاضایی هست که اگر صد هزار عالم ملک او شود که نیاساید و آرام نیابد. این خلق بتفصیل در هر پیشه و صنعتی و منصبی و تحصیل نجوم و غیر ذلک می کنند و هیچ آرام نمی گیرند زیرا آنچه مقصودست بدست نیامده است آخر معشوق را دلارام می گویند یعنی دل بوی آرام گیرد پس بغیر چون آرام  و قرار گیرد...

«مولانا جلال الدین محمد بلخی، فیه ما فیه، صفحه ی 28»
 
 

آن قدر پرم از تو، که ابر از تب باران
انگار نه انگار که دوریم و پَری نیست
انگار نه انگار، نه، انگار نه انگار
بعد از تو به جز ماندن و مردن خبری نیست

پی نوشت:

*عنوان از مولانا