قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

هر گونه استفاده از مطالب این وبلاگ بدون کسب مجوز از نویسنده ی آن غیر قانونی است

دوشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱
ن : سید رضا حسینی پور نظرات ()

کمکم کن زمین بهشت که نیست...!

کلمات کلیدی :

دوستت دارم و نفس به نفس

روی پلکم، ستاره می دوزی

خستگی می برد لبت، بانو

مثل اردوی دانش آموزی



شنبه ۱۳٩٠/۱٠/۳
ن : سید رضا حسینی پور نظرات ()

من از کدام طرف می رسم به لب هاتان؟*

کلمات کلیدی :این مهر بر که افکنم؟!، این دل کجا برم؟!

قدم قدم به تو...تکرار می شود خوابم
نفس نفس به تو...سرشار می شود خوابم

تو از کدام طرف؟!...ها؟! تو تا کجای دلم...؟!
که در نگاه تو بیدار می شود خوابم

بیا ادامه بده، زخمه هات...بی تابم
تو رو به سوی کجا...؟! تار می شود خوابم

چه قدر فاصله دارد لب تو تا لب من
چه قدر فاصله...! دیوار می شود خوابم

بیا و از تب تردیدها...خلاصم کن
دوباره کابوو...ناچار می شود خوابم

ضمیر شعرم شک می کنی به من گاهی
تو بغض...خط به خط آوار می شود خوابم


پی نوشت:
عنوان از شعر مشترک من و محمّد 
من ام مسافر هر روزتان، گدای غزل



یکشنبه ۱۳٩٠/٩/٢٠
ن : سید رضا حسینی پور نظرات ()

بیا اجازه بده تا شکاف بردارم*

کلمات کلیدی :

 

دل گیر تر از هرچه غروبم

دور از تو و آشوب نگاهت

این یوسف از چاه گذشته

دل بسته به یعقوب نگاهت

 

بگذار بمیرد به قدم هات

بگذار بسوزد به لبانت

بگذار که یک جرعه ی ناچیز 

از گیسوی انگور نشانت

.

.

پی نوشت: 

عنوان از شعر دیگرم:

سری به روی غزل های تازه ام خم کن

خراش قافیه های مرا تو مرهم کن



شنبه ۱۳٩٠/٧/۱٦
ن : سید رضا حسینی پور نظرات ()

بگذار نفس بگیرم از لب هات...

کلمات کلیدی :وا دلم، از همین حالا، بانوی باران و شبنم

 

سنگینم از نداشتنت

امشب که از گلایه پُرم

امشب که رَدّ پای تو را

بر دوش قصّه می شمرم...



سه‌شنبه ۱۳٩٠/٦/۸
ن : سید رضا حسینی پور نظرات ()

دارم به تو که...

کلمات کلیدی :بانوی باران و شبنم، من بی تو

لختی بنشین ترانه ای بنشان
من موج به گل نشسته ام بانو
لب واکن و زخم کهنه را بردار
از کوزه ی لب شکسته ام بانو

 

بگذار نفس بگیرم از لب هات
امشب که سرودنم نمی آید
این قافیه های دست و پا بسته
دور از تو، به بودنم نمی آید

 

دارم به تو فکر می کنم بانو
که خط زده ای مرا از آغوشت
دارم به تو که هنوز دل گیرم
از غربت چشم های خاموشت

 

امشب به کجای قصه برگردم...؟!
تو پشت کدام سایه بیداری...؟!
سر روی کدام واژه بگذارم
تا دل به گلایه هام بسپاری...؟!

 

تا کی من و بی تو سوختن؟ تا کی؟!
این عقده ی کور واشدن دارد؟!
غم نامه ی عشق لیلی و مجنون
این قدر که ما، جدا شدن دارد؟!

 

قفل از سر و دوش این قفس بردار
بگذار نفس بگیرم از لب هات
بگذار که عمر رفته را بانو
بی واسطه پس بگیرم از لب هات



شنبه ۱۳٩٠/٤/۱۱
ن : سید رضا حسینی پور نظرات ()

چه فکر نازک غم ناکی*

کلمات کلیدی :تو، از همین حالا

1
اشک هات را بگیر
بلند شو...
صور مرا، همین پیش پای تو
در "راست پنج گاه" نواختند...!

 

2
کمان به چه کارم می آید؟!
از قلّه ی لبان تو
تا ساحل گونه های من
راهی که نیست...!

 

3
توی خواب
جاده ها، تک تک، تو را می گیرند از من ...
توی بیداری
"واو" هم نمی تواند
جدا کند من و تو را از هم...!

 

4
پام را می گذارم روی گل های کاشی...
پنجه می کشم به صداقت بازوهام...
زیر چک چک نگاه دوش و حیرانی تَشت آب
سپید هم نمی شود نوشت...!

 

______________________ 

* عنوان  از شعر "مسافر" سهراب